قالب شعر

غزل

۵۳ شعر

یا بفرما به سرایم، یا بفرما به سَر آیم

غرضم وصل تو باشد، چه تو آیی، چه من آیم

گر بیایی دهمت جان، ور نیایی کُشَدم غم

من که بایست بمیرم، چه بیایی، چه نیایی!

آن که مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت

درِ این خانه ندانم به چه سودا زد و رفت

خواست تنهایی ما را به رخ ما بکشد

تنه ای بر در این خانه ی تنها زد و رفت

دل تنگش سر گل چیدن ازین باغ نداشت

قدمی چند به آهنگ تماشا زد و رفت

از چار مادر برترم وز هفت آبا نیز هم

من گوهر کانی بدم، کاین جا به دیدار آمدم

یارم به بازار آمده‌ست چالاک و هشیار آمده‌ست

ور نه به بازارم چه کار؟ وی را طلبکار آمدم