شاعر

حافظ

۳ شعر

طریق عشق، پُر آشوب و فتنه است ای دل!

بیفتد آن که در این راه با شتاب روَد...

گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود

پیش پایی به چراغ تو ببینم چه شود

عاشقی را که چنین باده شبگیر دهند

کافر عشق بود گر نشود باده پرست

رشتهٔ تسبیح اگر بُگْسَست معذورم بدار

دستم اندر دامنِ ساقیِ سیمین ساق بود