متن کامل شعر

شعر کامل کی به انداختن سنگ پیاپی در آب از فاضل نظری

فاضل نظری

نسخهٔ کامل

دیدن روی تو در خویش ز من خواب گرفت

آه از آیینه که تصویر تو را قاب گرفت

خواستم نوح شوم، موج غمت غرقم کرد

کشتی ام را شب طوفانی گرداب گرفت

در قنوتم ز خدا «عقل» طلب می کردم

«عشق» اما خبر از گوشه ی محراب گرفت

نتوانست فراموش کند مستی را

هر که از دست تو یک قطره میِ ناب گرفت

کی به انداختن سنگ پیاپی در آب

ماه را می شود از حافظه ی آب گرفت؟!