متن کامل شعرسعدیغزلچه جرم رفت که با ما سخن نمیگوییچه کردهام که به هجران تو سزاوارمهنوز با همه بدعهدیت دعاگویمهنوز با همه بی مهریت طلبکارممن از حکایت عشق تو بس کنم هیهاتمگر اجل که ببندد زبان گفتارم