متن کامل شعر
سید تقی سیدینسخهٔ کامل
عجیب این درد عشق و عاشقی مانند افیون است
که هر جا لذتی باشد، درون درد مدفون است
چو مغروران بی منطق، نگو از عشق بیزارم
که ناگه میزند بر دل، شگرد او شبیخون است
میان جنگ هم باشی، سراغت عشق میآید
که رکسانه سمرقند و سکندر اهل مقدون است
نمیخواهم که بد گویم ز عشق و عاشقی اما
نمیخواهم چنین باشد ولی انگار قانون است
سمرقند و بخارا را به پای مِی هدر دادم
کجایی، ترک شیرازی!؟ که از دستت دلم خون است
بدان؛ دیوانه گشتن بهتر از عاشق شدن باشد
ببین فرهاد شیرین میزند، لیلا که مجنون است
درون شعرها دیگر کلامی را مکن باور
"عزیزم بی تو میمیرم" فقط نقلی به مضمون است
اگر عاشق شدی، مردانه عاشق باش و تکپر باش
از این شاخه به آن شاخه پریدن، کار میمون است